شهید سید کمال رضوی

نام : سيد کمال     

نام خانوادکي : رضوي      

نام پدر : سيد محمود        

تاريخ تولد: 01/11/1344

محل تولد : شهرري                  

تاريخ شهادت :   7/12/1362       

محل شهادت : جزيره مجنون

عمليات : خيبرعلي (ع)                                   

محل دفن پیکر مطهر : بهشت زهرا

قطعه 27  ردیف  8   شماره  13

زندگي نامه شهيد :

شهيد رضوي در سال 1344 در خانواده اي متدين ومذهبي ديده به جهان گشود . وي همچون ساير بچه هاي مذهبي جنوب شهر تا سن 13 سالگي علاوه بر تحصيل در مدارس علمي در مدرسه عشق و معرفت يعني همان هيات هاي مذهبي ، مساجد ، مراسمات وسينه زنيها و عزاداريهاي اباعبدالله وائمه الطاهرين و.... تحصيل مينمود . تا اينکه هجوم متجاوزين بعثي آغاز شد و امام فرمان تشکيل بسيج دادند. سيدکمال که حرف امام را بر خود حجت مي ديد بدون وقفه به بسيج پيوست. يک سال ونيم در سنگر مساجد به حفظ وحراست و تبليغات و مسائل فرهنگي وارشاد و امر به معروف ونهي از منکر پرداخت . سپس با دست بردن در فتوکپي شناسنامه اش جهت بالا بردن سن خود به پادگان اعزام شد و بعد از طي آموزش لازم به جبهه رفت وي در عمليات بيت المقدس در محور شلمچه شرکت داشت در همين عمليات از ناحيه زانو مجروح شد و مدت شش ماه تحت عمل جراحي و معالجه قرار  گرفت .

پس از کمي بهبود به انتظامات سپاه رفت و مدتي در انتظامات بود ولي مجددا  تاب نياورد وبه جبهه بازگشت . او مدت سه ماه در گردان کميل خدمت و در اين مدت در عمليات والفجر سه شرکت کرد . پس از پايان عمليات والفجر 3 به تهران آمد و مدتي در کار هاي ساختماني منزل به خانواده اش کمک کرد تا اينکه مجددا به انتظامات سپاه رفت و پس از مدت کمي دوباره به جبهه رفت ودر منطقه عملياتي والفجر 4 مدت چهل روز را در جبهه پنجوين پد آفند کرد که به پاس اين زحمت شايسته ، سردار بزرگ سپاه حاج محمد ابراهيم همت گردان را به 15 روز مرخصي فرستاد و سيدکمال به اين بهانه به منزل آمد . پس از پايان مرخصي به پادگان توحيد فيروز آباد شهرري  رفت وپس از ده روز به غرب واز آنجا به دو کوهه اعزام شد . مدت يک هفته رادر دوکوهه بود . ايشان را جهت آفريدن حماسه و افتخاري چون نبرد خيبر به منطقه عملياتي خيبر بردند . به نقل از دوستانش قبل از اعزام به منطقه ميگفته : که شهيد خواهد شد و وصيت نامه و غسل شهادت وساير مقدمات را در دوکوهه انجام داده است . سپس عمليات آغاز مي شود و پس از نبردي بي امان در جزيره مجنون در اوج ايمان به شهادت مي رسد .


 

وصيت نامه شهيد :

بسم الله الرحمن الرحيم

 يا ايها الذين آمنو هل ادلکم علي تجاره تنجيکم من اعذاب اليم ، تو منون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله به موالکم وانفسکم ذالکم خيرلکم ان کنتم تعلمون. اي اهل ايمان آيا شما را به تجارتي سودمند که شما را از عذاب دردناک (آخرت ) بخشد دلالت کنم ؟ آن تجارت اين است که به خدا و رسول ايمان آريد و مال وجان را در راه خدا جهاد کنيم اين کار را ، اگر دانا باشيد براي شما بهتر است .

ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولکن لا تشعرون

و آن کس را که در راه خدا کشته شد مرده نپنداريد بلکه او زنده ابدي است ولکن شما اين حقيقت را نخواهيد يافت .

      

بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با سلام به آقا امام زمان (عج) ونايب برحقش امام خميني با درود بر ملت شهيد پرور ايران که هميشه ثابت کرده اند که به اسلام وفادار خواهند ماند ، من حقير درزيرچندجمله عرض‌مي‌کنم‌که جنبه وصيت دارد و اميدوارم به آن عمل شود .

اي امتهاي اسلامي مي دانيد در چه عصري واقع شده ايد ؟در عصري که دنيا را ظلمت فرا گرفته است و بسوي نابودي ميبرد ، آن نابودي که در عمق شهوات نفساني فرو رفته وسر را در آخر طبيعت فرو برده اند شما که خبر داريد مرگ حق است و سراغ همه مي آيد پس چرا فکر نمي کنيد و چرا فرزندانتان را براي حفاظت اسلام نمي فرستيد مگر اين جنگ جز براي اسلام براي چيز ديگري هم هست ، آيا خون بچه هاي شما از خون بقيه رنگين تر است . نمي بينيد خانواده هايي را که چند فرزند را به خاطر اسلام داده اند . پس به خود بياييد تا دير نشده قدر اين جمهوري اسلامي را بدانيد ، قدر اين رهبر را هم بدانيدکه هدفش جز پياده شدن دين اسلام چيز ديگري نيست ، اگر اين رهبر نبود و مردم را رهبري نمي کرد الان ما يا زير دست شوروي بوديم يا آمريکا . و الان چشم همه جهان به اين جنگ است ، به اين جمهوري است و اميدشان به شماست . واي پدر ومادر عزيز که زحمت کشيده ايد و مرا به اينجا رسانده ايد بدانيد که در نزد خدا اجر داريد ، مي دانم که من فرزند خوبي نبودم . خداوند صبر واستقامت به شما بدهد وهيچ از شهادت من ناراحت نباشيد چونکه فرزندتان خونش را به خاطر اسلام داده است. واي برادران وخواهران شما هم ناراحت نباشيد و اميدوارم بعد از من شما کوتاهي نکنيد و فعاليت خود را بيشتر کنيد وبنده حقير را حلال کنيد . اي بسيجيان شما وارثان خون حسين (ع) هستيد ودر نزد خدا محبوبيد . شما هم مردم را ارشاد کنيد تبليغات را زياد کنيد دست از ياري برنداريد و سعي کنيد از اسلام خوب محافظت کنيد . در پايان از همه شما مي خواهم مرا حلال کنيد .

 

شهید سید جواد رضوی

نام :سيد جواد

 نام خانوادگي : رضوي             

نام پدر : سيد حسن   

تاريخ تولد : 19/10/1348     

محل تولد : شهرري  

تاريخ شهادت : 26/10 / 1365                

محل شهادت : شلمچه

عمليات : کربلاي 5

محل دفن پيکر مطهر : بهشت زهرا

قطعه 53  ردیف 13  شماره  5  

 

زندگي نامه شهيد :

شهيد سيد جواد رضوي درسال 1348 درشهرري درخانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود وي فرزند سوم  خانواده بود واز همان کودکي علاقه زيادي به خواندن قرآن داشت او خيلي مومن و با تعصب بود . ايشان 15 ساله بود که پسر عمويش سيد کمال رضوي شهيد شد .در همان سنين بود که سيد جواد حال وهواي جبهه رفتن وشهادت در سر داشت او سرانجام دو سال بعد به عنوان بسيجي داوطلب به جبهه رفت وبر اثر اصابت ترکش به پهلويش به درجه رفيع شهادت نائل گشت .

خاطراتي از شهيد :

يک روز سيد جواد در حال بازي وتفريح به زمين مي خورد و از ناحيه پهلوي راست آسيب مي بيند وپهلويش زخم مي شود و احتياج به بخيه زدن پيدا مي کند . به گفته مادر ايشان وقتي سيد جواد با اصرار والدين براي رفتن به درمانگاه وبخيه زدن مواجه مي شود در جواب مي گويد مي خواهم جايش بماند تا بگويم در جنگ ترکش خورده ام . از قضا دو سال بعد شهيد از همان ناحيه پهلوي راست ترکش‌ مي‌خورد و به درجه رفيع شهادت نائل       مي گردد .

شهید محمد علی رستمی

نام : محمد علي

نام خانوادگي : رستمي

نام پدر : علي اصغر

تاريخ تولد : 18/05/1309

محل تولد : تهران

تاريخ شهادت : 19/1/1361

محل دفن پيکر مطهر : بهشت زهرا

 قطعه 24 رديف 140 شماره 39

 

زندگي نامه شهيد :

شهيد رستمي در سال 1309در يکي از روستاهاي اطراف تهران چشم به جهان گشود خواندن و نوشتن را در زادگاهش آموخت وي در سن 25 سالگي در روستاي محل تولدش به کار کشاورزي و پارچه فروشي مشغول بود. ايشان بسيار ساده زيست و با تقوي بود .از کمک به همنوعان بخصوص خانوادهاي مستمند دريغ نمي کرد .به شعائر مذهبي احترام مي گذاشت واز در آمدي که از راه حلال بدست نيامده بود پرهيز مي کرد. در دوران اوج گيري نهضت اسلامي و پس از پيروزي انقلاب اسلامي در حد توان و قدرت در راهپيماييها و مراسم عبادي و سياسي شرکت مي نمود .از انقلاب اسلامي ولايت فقيه و حاکميت اسلام دفاع مي نمود. نسبت به انجام تکاليف شرعي مقيد بود . از پرداخت وجوه شرعيه غافل نمي شد .در کسب وکار جانب عدالت و انصاف را رعايت مي نمود و از گرانفروشي شديدا بيزار بود براي فرزندانش پدري مهربان و براي همشرش شوهري شايسته و براي صنف پارچه فروشان عضو صادق و منتقي بود .

شهید جعفر ذاکری

نام : جعفر              

نام خانوادگي : ذاکري                     

نام پدر : مرتضي                

تاريخ تولد : 21/06/1347     

محل تولد : تهران       

تاريخ شهادت :7/11/1365                

 محل شهادت : شلمچه

عمليات : کربلاي 5  

محل دفن پيکر مطهر : بهشت زهرا

قطعه 29 دريف 5 شماره 13

 

زندگي نامه شهيد :

شهيد جعفر ذاکري در سال 1347 مصادف با سالروز ميلاد حضرت فاطمه الزهرا (س) درتهران در خانواده اي مذهبي وانقلابي ديده به جهان گشود . وي از همان دوران کودکي در جلسات مذهبي به همراه پدر بزرگوارش شرکت مي نمود او علاقه شديدي به اين برنامه ها به ويژه برنامه هاي حاج آقا کافي رحمه الله عليه داشت . جعفر پس از گذراندن تحصيلات ابتدائي به همراه خانواده به حسن آباد نقل مکان نمود . او ضمن ادامه تحصيل در حسن آباد با شروع انقلاب اسلامي فعاليت خود را آغاز نمود و با تشکيل بسيج به عضويت اين نهاد  درآمد . وي بعد از مدتي عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شد . آخرين باري که به مرخصي آمده بود چهره او کاملا فرق کرده بود به نقل از اعضاي خانواده و رفقايش شهادت در چهره او احساس مي شد . آخرين بار در عمليات کربلاي 5 شرکت نمود ودر همين عمليات که همزمان با ايام شهادت بي بي دو عالم بود در تاريخ  7 /11/1365 به درجه رفيع شهادت نائل آمد .


 

وصيت نامه شهيد :

ثنا وستايش مخصوص خداي يگانه است . خداوندي که انسان را خلق کرده وراه سعادت را به او نشان داد . پيامبراني براي راهنمايي انسان فرستاد که او ل آنها حضرت آدم وآخر آنها محمد رسول الله (ص) است که شهادت مي دهيم بر رسالتش و شهادت مي دهم که علي (ع) و يازده فرزند گراميش وصي او هستند و معتقدم که عبادت ما هيچ نفع و ضرري براي خداوند ندارد بلکه خداوند ما را در بوته آزمايش قرار مي دهد و در انتخاب نيکي و بدي مختاريم ،پدر و مادر گرامي بعد از اين مقدمه که دليلي است بر اعتقاد من به دين مبين اسلام وصيت مي کنم که اولا در تمام کارها توکل به خدا کنيد زيرا بدون اسلام در کارها موفقيت حقيقي حاصل نمي شود ثانيا بردبار و صبور باشيد . اينک که کشورهاي مخالف ما براي سرکوب دين اسلام با ما به جنگ برخواسته اند و همانطوري که امام حسين (ع) با هفتاد ودو تن ياور در مقابل لشگر بي شمار يزيد قرار گرفت اکنون ايران اسلامي هم در مقابل خيل يزيديان قرار گرفته است ما که بارها هنگام يادآوري مصيبت حسين (ع) مي گوييم کاش ما هم در کربلا خدمت امام حسين (ع) بوديم . اکنون اي پدر و مادر گرامي ، اي دوستان ، اي همرزمان و اي ايرانيان بدانيد که امروز آن روز است که حسين زمان با تکيه بر خداي حسين و با اتکا بر دعوت شما مردم آماده جهاد شده است . خدا نياورد آن روز را مانند کوفيان وقتي به خودمان آييم که حسين شهيد شده و زينب به اسيري رفته باشد و ما بر جاي مانده باشيم . ايران ،ايران ده سال پيش نيست که هر بي شرفي بر شرف و ناموس ما حکومت مي کرد . اکنون ايران مملکت امام زمان (عج) است شما که طالب ياري حسين هستيد حسين زمان (خميني) عزيز را تنها نگذاريد همانطوريکه آب فرات را بر روي طفلان حسين بستند اکنون يزيديان ايران را محاصره اقتصادي وسياسي نموده اند ، اگر خودمان را با ياران حسين مقايسه کنيم آنها از تشنگي بدن خود را بر روي زمين مي کشيدند تا از رطوبت آن استفاده نمايند وبا اين وصف از خودشان عجز نشان ندادند آيا انصاف است که ما در مقابل اين از جان گذشتگي آنان داد از کمبود اين وآن بزنيم ودر حالي که مسئله اصلي ما جنگ است ومملکت اسلامي ما بيشتر از هر چيزي به ابزار جنگي نياز دارد .

پدر ومادر عزيزم اگر خداوند توفيق داد واز اين دنياي فاني به حضور حق واصل شدم از شما صبر جليل خواستارم واز شما درخواست دارم توکل کنيد ودر مقابل کساني که از گريه شما خوشحال مي شوند گريه نکنيد واگر خواستيد بر مصيبت حسين گريه کنيد . از رفتن من ناراحت نباشيد زيرا مصلحت خدا وسعادت من وشما بر سرافرازي اسلام ونابودي کفار در شهادت ماست مادر وخواهرانم از شما مي خواهم زينب گونه رهرو راه ما باشيد. در آخر با اميد پيروزي رزمندگان اسلام ودعا براي سلامتي شما اين وصيت نامه را به پايان مي رسانم .


 

 

شهید حسین دیهیم فر

نام : حسين        

نام خانوادگي : ديهيم فرد         

نام پدر : سبزعلي           

تاريخ تولد : 08/01/1349     

محل تولد:  حسن آباد ، روستاي خانلق

تاريخ شهادت : 9 /4 /1365        

 محل شهادت : مهران     

محل دفن پيکر مطهر : بهشت زهرا

  قطعه 53 رديف 114 شماره 18

 

زندگي نامه شهيد :

حسين در سال 1349 در روستاي خانلق چشم به جهان گشود . تحصيلات خود را تا سيکل ادامه داد . ايشان از همان دوران کودکي عشق و علاقه زيادي به امام وانقلاب داشت ودر دوران پيروزي انقلاب وقتي هشت ساله بود به همراه برادر بزرگش در راهپيما ئيها شرکت مي کرد . در دوران راهنمايي به خاطر عشق به امام و انقلاب ، مدرسه را رها کرد ودر سن چهارده سالگي از طريق جهاد سازندگي به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام شد . بعد از فرا گرفتن آموزشهاي لازم به عنوان راننده بلدزر به گردان مهندسي رزمي ( سنگر سازان  بي سنگر ) معرفي شد ودر امور راه سازي در مناطق جنگي وشرکت در عملياتها جهت احداث خاکريز و جان پناه براي رزمندگان اسلام حضورفعال داشت . شهيد ديهيم فرد زماني که به مرخصي آمده بود گفته بود ما شهادت را نزديكتر از مژه چشم مي ديديم ، ايشان يکبار در عمليات والفجر شيميايي شد ولي جبهه را رها نکرد .

او در چندين عمليات ازجمله (عمليات کربلاي يک ، آزاد سازي شهر مهران ) شرکت کرد . همرزمان و دوستانش درباره نحوه شهادتش اينگونه گفته اند : محمد حسين از شب تا صبح در حال ساخت خاکريز بود . صبح هنگام از دوستانش طلب آب کرد اما پيش از آنکه آب را به او برسانند بولدوزرش مورد اصابت گلوله مستقيم تانک قرار گرفت و مانند مولاي خويش اباعبدالله الحسين تشنه لب شهيد شد .


 

 


 

 

شهید منصور دعاوی

نام : منصور

نام خانوادگي : دعاوي

نام پدر : حسينعلي

تاريخ تولد : 1337

محل تولد : تهران

تاريخ شهادت : 13/05/1361

محل شهادت : شر ق بصره

محل دفن پيکر مطهر : بهشت زهرا

 قطعه 26 رديف 37 شماره 29


 

وصيت نامه شهيد :

                                                 بسم الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون

ما از آن خدا هستيم و سرانجام به سوى او رجعت مى كنيم .

اينجانب منصور دعاوى فرزند حسين على شماره شناسنامه 28 صادره از تهران وصيت مى نمايم كه بعد از مرگم اگر در توانايى پدر و مادرم بود مجلس ختم ساده اى برگزار كنند و فكرى هم بحال نماز و روزه هاى قضاى من بكنند و به پدر و مادر و برادرهايم سفارش مى كنم كه هرگز امام را فراموش نكنند و براى حفظ انقلاب اسلامى كوشش نمايند و فراموش نكنند كه اين انقلاب فقط اسلامى است . بدانيد كه جز روحانيت هيچ قشرى نمى تواند اسلامى و انقلابى باشد و سعى كنيد هميشه پشتيبان روحانيت باشيد .

بسم الله الرحمن الرحيم

با درود و سلام بر امام و شهيدان ، بايد به شما بگويم كه دشمنان ما سخت در اشتباهند كه فكر مى كنند با كشتن ما مسير انقلاب تغيير مى كند يا اينكه سدى جلوى اين انقلاب قرار مى دهند يا اينكه از سرعت انقلاب كاسته ميشود خير برعكس با كشتن ما اين انقلاب در مسير خود باقى مى ماند و بر سرعت آن افزوده مى شود ولى امت بايد بر بينشش بيفزايد و مواظب توطئه هاى امپرياليسم و عوامل داخلى آن باشند و محكم و استوار با عزمى قوى از ولايت فقيه و روحانيت كه پزشك جامعه است با قاطعيت پشتيبانى كنند و در اين زمان كه زمان جهاد با مال و جان است سخت بكوشند . كه اين زمان زمان سازندگى امت است كه انشاء الله به يارى پروردگار ما پيروزيم .           والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شهید ابو الفضل خلیلی

نام : ابوالفضل                   

نام خانوادگي :  خليلي                     

نام پدر : رسول                    

تاريخ تولد : 13/04/1346

محل تولد :حسن آباد - روستاي زيوان  

تاريخ شهادت : 14 /4 /1365          

 محل شهادت : مريوان  

محل دفن پيکر مطهر :

 امامزاده سيد اسماعيل روستای  زيوان

 

زندگي نامه شهيد :

شهيد ابوالفضل خليلي در تاريخ 13 /04 /1346 در روستاي زيوان چشم به جهان گشود. وي فرزند سوم خانواده بود و تا سوم راهنمايي در مدرسه هويزه درس خواند . همانطور که مادر بزرگوارشان مي گويند فرزندش واقعا مظلوم ومومن بود به طوري که هيچگاه مسجد وهيئت را رها نمي کرد . وي به ورزشهاي باستاني ، مخصوصا کشتي علاقه زيادي داشت ودر اين زمينه تبحر بسيار زيادي کسب کرده بود .در باشگاه باستاني شهيد مصطفي خميني (ره) به اين ورزش  مي پرداخت . وي مدت زيادي در بسيج فعاليت داشت ودر سال 1364 به خدمت سربازي در بيرجند اعزام شد وبعد از آموزش به کردستان رفت ومدت چهار ماه در مريوان براي اسلام خدمت کرد . آخرين بار که براي مرخصي آمده بود سوار بر اسب بدون زين شد وتمام کوچه هاي روستا را گشت او حرکت آن روز خود را به ياد صحنه وداع اهل بيت پيامبر (ص) انجام داد .   


شهید عباس خوش سیما

نام : عباس

نام خانوادگي : خوش سيما

نام پدر : بيک ميرزا

تاريخ تولد  : 1337

محل تولد : قوچان

تاريخ شهادت : 26/10/1365

محل شهادت : شلمچه

محل پیکر مطهر  دفن : بهشت رضاي مشهد                 

جانباز شهید با قر حبیبی

نام : باقر

نام خانوادگي : حبيبي

نام پدر : بيان ا....

تاريخ تولد : 1339

تاريخ شهادت: 9/3/1381

محل دفن پيکر مطهر: بهشت زهرا

قطعه 50 رديف 72 شماره 21

 

حسین جهانی

نام : حسين   

نام خانوادگي : جهاني                 

نام پدر : احمد علي               

تاريخ تولد : 1/3/1347       

محل تولد : قرچک ورامين

تاريخ شهادت : 17/07/1367                  

 محل شهادت : زيوه اروميه 

محل دفن پيکر مطهر :

 امامزاده سيد اسماعيل روستای  زيوان

 

زندگي نامه شهيد :

شهيد حسين جهاني در سال 1347 در قرچک ورامين در خانواده اي ولايتي وانقلابي متولد شد . او دومين فرزند خانواده و فردي مهربان ودوست داشتني بوده واز يتيمان دستگيري مي نمود . تحصيلات خود را تا کلاس پنجم ابتدايي ادامه داده و آنگاه که توانست با عشق فراوان وبه طور داوطلبانه به جبهه حق عليه باطل شتافت . ايشان در هفدهم مهرماه سال 1367 در زيوه اروميه جام شيرين شهادت را نوشيد . پيکر پاک اين شهيد در امام زاده اسماعيل زيوان به خاک سپرده شد. وصيت نامه اين شهيد بزرگوار در آتش سوزي ترتيب داده شده از طرف بعثي ها از بين رفته و به دست خانواده اش نرسيد .